چهارشنبه26مهر1391
سلام مهربونم. شیطون بلا. دلم برات تنگ شده عزیزم. دختر گلم این روزا شما خیلی شیطونی و اصلاً حاضر نیستی تو صندلی ماشینت بشینی. دیشب رفته بودیم برای مامانی کیف بخریم. نمیدونی چه کارها که تو ماشین نکردی. آخرش مجبور شدم بزارمت تو صندلیت. اولش گریه کردی ولی بعد خوابیدی.
این روزا خیلی شیرین زبون شدی. منو صدا می زنی.می گی: مامانی!عزیزم!. چند روز پیش خانوم همسایه مون رو دیدی و گفتی:سیام عسلی!. همه زدیم زیر خنده. تازه این روزا هر کار بدی هم که انجام میدی بهت میگیم : کی این کارو کرده؟ میگی: باجون. بیچاره باباجون
. باباجون اینا رفتن مالزی. بهت میگم :باباجون کجا رفته؟ میگی:مازیی. خلاصه دخمل نازم خیلی شیرین شدی و شیطون.
دوستت دارم و عاشقتم...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



چهارشنبه26مهر1391 

